ویدئو | اغتشاشات دی‌ماه در تهران به روایت انیمه ویدئو| تکذیب خبر کشته شدن جوان لنگرودی در حوادث اخیر به روایت خودش! اینفوگرافی| مسیر رشد نوجوان ویدئو | حمایت مداح معروف لبنانی از ایران و رهبر معظم انقلاب ویدئو | کاظم هژیرآزاد: اینکه غرب دوست ما باشد، یک خیال واهی است ویدئو| اولین مصاحبه ایرانیانی که از آمریکا اخراج شدند اینفوگرافی| چند نفر در ایران مبتلا به دیابت هستند؟ ویدئو| نجات معجزه‌آسای راننده‌ای که ۶ روز در برف گیر کرده بود ویدئو| لحظه ورود تروریست‌های مسلح به مترو مشهد ویدئو | تصاویر تازه یمنی‌ها از حمله به کشتی انگلیسی در دریای سرخ ویدئو | روایتی از شاهکار خلبان هواپیمای ایلوشین در آتش‌سوزی بندر رجایی ویدئو | حمله اغتشاشگران به کارمندان و ساختمان مرکز ۱۳۷ شهرداری مشهد ویدئو| نصب کتیبه‌ ولادت امام زین‌العابدین (ع) در حرم مطهر امام رضا(ع) ویدئو| گلباران بین‌الحرمین در روز ولادت حضرت عباس (ع) اینفوگرافی| چطور لکه‌های رنگی را آسانتر پاک کنیم؟ ویدئو| ماجرای آتش‌سوزی گسترده کارگاه مبل در بلوار توس مشهد ویدئو | حرمت دانشگاه زیر تیغ اغتشاشگران | تصاویر دیده نشده از حمله اغتشاشگران به دانشگاه فردوسی مشهد
سرخط خبرها

کارتون | مرثیه‌ای برای فرار از حقیقت

اثر «واسکو گارگالو»، کاریکاتوریست پرتغالی، با لحنی طنزآمیز به شباهتی عجیب می‌رسد و مرز بین انسان و شترمرغ را برمی‌دارد.
  • کد خبر: ۸۲۳۴۹
  • ۰۹ مهر ۱۴۰۰ - ۱۰:۳۷

امیرمنصور رحیمیان | شهرآرانیوز - به قول قدما، آدمی بنده عادت است و ترک عادت موجب مرض است. عادت کردن به چیزی، کسی یا رفتاری، جزو خصوصیات جدایی‌ناپذیر انسان است. به تعبیر دیگر، آدمی که این خصوصیت را نداشته باشد، لابد چیزی از انسان بودن کم دارد. عادت کردن یک نوع میل به زندگی به‌صورت غریزی است. یک نوع تمایل به سکون و تغییرناپذیری غیرارادی است.

این خصلت به آدم کمک می‌کند تا خانواده تشکیل بدهد و در چارچوبش بماند، سر کارش برود، یک نوع رفتار را تحمل کند و مابقی اتفاقات که از حوصله این چند کلمه خارج است. با این تفاصیل، ما به دیدن آدم‌هایی که برایمان عزیز هستند، رفتن به جا‌هایی که دوست داریم، وقت گذراندن در فضا‌هایی که آن‌ها را می‌پسندیم و مصرف چیز‌هایی که باب میلمان است، عادت کرده‌ایم و گذشتن از آن‌ها برایمان سخت است. این نوع رفتار، اعتیاد هم تعبیر می‌شود. اعتیاد که فقط به موادمخدر نیست. کسی که سیگار می‌کشد، لابد از آن لذت می‌برد و ترک آن برایش مشکل است و باید دلیلی قوی‌تر از میلش به سیگار پیدا کند تا به آن بچسبد. خوشبختانه این خصلت، کشنده نیست و آدم توانایی دارد که جای عاداتش را عوض کند و آب از آب تکان نخورد.

تصور کنید آدمی را که اعضای خانواده‌اش را دوست می‌دارد و به بودنشان عادت کرده است. وقتی که آن‌ها به هر دلیلی از پیش چشمش دور شوند و دیگر نباشند، کمی سختی می‌کشد، ولی به نبودشان عادت می‌کند. شوربختانه این خصوصیت بشر برای همه‌چیز کاربرد دارد و مثل آهن‌ربا هرچیزی را به آدم می‌چسباند.

از کتاب خواندن و ورزش و فیلم دیدن و معاشرت تا مصرف موادمخدر و فحاشی و رفتار‌های ضداجتماعی و هزار چیز جور و ناجور دیگر، به‌طوری‌که آدم باید همه حواسش را شش‌دانگ جمع بکند که چه چیزی را دارد به خودش می‌چسباند یا به او می‌چسبانند. معمولا چیز‌هایی که دیگران به او می‌چسبانند، فقط برای همان دیگران سودمند است. سودجویانی که بلد شده‌اند چقدر و چطور از این خصوصیت بشری استفاده کنند. سودی که به همین راحتی قطع و کم نمی‌شود؛ چون آدم‌ها معمولا تا گند چیزی را درنیاورند، ول‌کن قضیه نیستند. آن‌قدر سیگار می‌کشند تا ریه‌شان از کار بیفتد. آن‌قدر در اینترنت غرق می‌شوند که از زندگی واقعی جدا شوند.

آن‌ها با همین اعتیاد، وارد جهانی می‌شوند که همه‌چیزش ساخته آدم‌های دیگر است. جهانی که در آن حجم عظیمی از واقعیت تحریف‌شده را ساخته‌اند و مثل فروشندگان خوش‌برخورد، با لبخندی بزرگ و باورپذیر، در مغازه‌های شبانه‌روزی به هرکسی می‌فروشند. اثر «واسکو گارگالو»، کاریکاتوریست پرتغالی، با لحنی طنزآمیز به همین نکته اشاره می‌کند. شترمرغی که سرش را برای فرار از واقعیت، در گوشی تلفن هوشمندی فرو کرده است.

او با تلفیق خاصیت این جاندار با آدم‌هایی که شبانه‌روز سرشان در گوشی‌های هوشمند تلفنشان است، به شباهتی عجیب می‌رسد و مرز بین انسان و شترمرغ را برمی‌دارد، به‌طوری‌که مخاطب با دیدن این تصویر اولین چیزی که به ذهنش خطور می‌کند، این است که این پرنده می‌تواند خودش باشد. پرنده‌ای که برای فرار از سختی یا خطر سرش را در زمین فرو می‌کند و آدمی که برای فرار از سختی زندگی واقعی به جهان مجازی پناه می‌برد.

تا اینجای کار «گارگالو» موفق بوده است. ضربه‌ای را که می‌خواسته، به مخاطبش زده و کارش تمام شده است. ولی کار اثر تمام نشده است و به نکته دیگری هم اشاره می‌کند. چیزی که ما در این کارتون نمی‌بینیم و آن مفهوم تاریکی است. عنصری که فقط باید مخاطب در جای شترمرغ قرار بگیرد تا آن را درک کند. زیر زمین هیچ نوری نیست. تاریکی مطلق مثل دروغی است که مدام جریان دارد. این اثر مرثیه‌ای است برای کسانی که از نور حقیقت به‌طرز ساده‌لوحانه‌ای به تاریکی فرار کرده‌اند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->